همه بهم میگن برگشتنت محاله ولی هنوزم گرمای دستات را روی سرم حس میکنم در گذر این روزها و شب ها نقش تبسم رو فراموش کردم هنوز امید دارم که بیایی که عشق بر نگاهمان رنگ مهربانی را بزند
سعی کردم با درست کردن این وبلاگ صدای درونم را بشنوم.و متن هایی بنویسم.سعی میکنم صدای دوست داشتن را؛صداهایی که در نمی آیند ولی در قالب یک نوشته پنهان و خلاصه شده اند را.صدای گریه و ناله درون را؛صدای شادی و آرزو های درون را.من سعی میکنم که خود را به نشنیدن نزنم (دوست شما؛پریسا)