پریشان
طاقتم طاق شده بود فریاد میزدم.....تمام دنیا دور سرم میچرخید.
همه دارن نگاهم میکنند.ولی انگار نگاهشان نگاه یک نابیناست...
قطره اشکهایم از چشمانم سرازیر میشود و روی این زمین بی جان می افتد
آثار دل آشفته ام را در خود محو میکند ........!!!!
+ نوشته شده در ساعت توسط پریسا
|